بسم الله الرحمن الرحیم
ان‎شاء الله فقط برای او، در مسیر او و برای رضای او بنویسم.

اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِی لِمَا خَلَقْتَنِی لَهُ
خداجونم!
روز اولی که تو عالم ذر، نگام کردی و گفتی تو هم برو دنیا، برام برنامه ریخته‌بودی یه جایی باشم، یه باری بردارم، یه کاری بکنم، مگه غیر اینه؟ منو بذار همونجا خداجون! دقیقاً همونجا...

بسم‌الله

چقدر تا به‌حال از اخلاقمان، برخوردمان و عملکردمان ناراحت بوده‌ایم؟

چندبار تا حالا در برابر این سؤال: چرا این‌کار رو کردی؟ چرا اینو گفتی؟ ازت انتظار نداشتمِ! بزرگترها، دوستان و اقوام جواب دادیم دست خودم نبود! حواسم نبود! نفهمیدم چی‌شد!

واقعاً نفهمیدیم چی‌شد؟

مگر عاقل و بالغ و مختار نیستیم!؟

عقل نداریم؟

یا هنوز کوچکیم و معنای خوب و بد را نمی‌فهمیم!

یا اینکه کلا هیچ‌چیز دستِ‌ما نیست!

یعنی ما عروسکِ خیمه‌شب‌بازی هستیم!؟ دست و پا و زبان و ما، هر کاری که بخواهند می‌کنند و در اختیار ما نیستند؟

...

اگر عاقل، بالغ و مختاریم، پس چرا برخی حرکات، اعمال و رفتار ما، در چارچوب اختیار ما نیست و از دستمان در می‌رود!؟

اگر چیزی به ذهنتان رسید، خوشحال می‌شوم بفرمایید...😊

  • مهدیه مظفری

اختیار

خودسازی

ناخودآگاه

نظرات (۲)

سلام

به نظرم این جنبه از رفتارمون خیلی با کار کردن روی خودمون پیشرفت میکنه 

یعنی ناآگاهانه ها رو با تمرین میشه به آگاهانه تبدیل کرد

و معمولا این اتفاق در زمانی که فرد عصبانی میشه و نمیتونه خودشو کنترل کنه، پیش میاد انگار خون به مغز نمیرسه و هرچی پیش زمینه توی ذهنت داشتی به یکباره میریزه بیرون

ولی با خودآگاهی میشه کنترل کرد

 

پاسخ:
علیک سلام
دقیقاً مشکل همون ناخودآگاهه... بعدا بیشتر درباره‌اش حرف می‌زنیم.
  • آویزووووووون
  • سلام 

    واسه من که خیلی پیش اومدهفکر میکنم دلیلش بدون فکر حرف زدن و عمل کردنه 

     

     

     

     

     

    پاسخ:
    علیک‌سلام
    برای همه‌مان پیش امده...
    این هم هست، اما بیشتر از ان، بخاطر ناخوداگاهمان است...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">